ارشاکو
روابط خارجی ایران و فرانسه در دوره پهلوی | کلوپ آموزش

  • ADS
  • ADS
  • روابط خارجی ایران و فرانسه در دوره پهلوی

    LearnCloob.ir

    ایران، کشوری است بزرگ در جنوب غربی آسیا که علی رغم برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی و جغرافیایی ممتاز در سطح منطقه، بهره مندی از منابع سرشار طبیعی و مردم خلاق و با اراده، متاسفانه هنوز نتوانسته به جایگاه واقعی خود در سطح سیاست بین الملل دست یابد. کشوری که زمانی امپراطوریهای جهانی چون هخامنشیان، ساسانیان و صفویه بر آن حکومت می کردند، گرفتارچه بلایی شده که درطول یکی دو قرن اخیر برای رهایی از فشارهای مزدوران روس و انگلیس، گاه به دنبال فرانسه بوده و گاه آلمان و آمریکا. ما که ملت تاریخ ساز و متمدنی هستیم، چرا نیروی سوم طلبی باید بارزترین عنصر سیاست خارجی ما در طول دست کم یک قرن اخیر باشد؟ «براساس نظریه واقع گرایی ساختاری کنت والتز، مهمترین عامل تاثیر گذار در سیاست خارجی دولتها، نظام بین الملل است. براساس این نظریه نظامهای چند قطبی، دو قطبی و تک قطبی تاثیرات متفاوتی بر رفتار و سیاست خارجی دولتها بر جای می گذارند. طبق این نظریه، تغییر نظام بین الملل تغییر در سیاست خارجی دولتها می شود.»( ولدانی، ۱۳۸۲:ص۵۳).             بنابراین با استناد به کتاب نظریه های سیاست بین الملل کنت والتز و بهره گیری از اندیشه او، علت را باید عمدتا در ساختار سیستم بین الملل بررسی کرد و نه صرفا در ماهیت دولتها. تا پیش از وقوع رنسانس در اروپا، ایران در زمره قدرتهای بزرگ دنیا بوده اما به دنبال آن و ظهور دولت-ملت بر اساس قرارداد صلح وستفالی در سال ۱۶۴۸، کانون قدرت از شرق به غرب منتقل شد و غربیها با نگاه رئالیستی، حفظ موقعیت خود را در گرو تضعیف و مهار دیگر بازیگران قلمداد کردند. بر این مبنا سرزمین پرشیا با دارا بودن ظرفیت یک قدرت بزرگ، همواره در کانون توجه قرتهای غربی قرار داشته تا به هر طریقی از تبدیل آن به یک بازیگر عمده جهانی جلوگیری کنند، که تا امروز این گونه بوده است.    ایجاد و گسترش درگیری بین دو قدرت بزرگ اسلامی صفویه و عثمانی، کودتای ۲۸ مردادو کارشکنی در روند برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران در این راستا قابل بررسی است.

        سیاست تفرقه غرب از محتوای این عبارت ناپلئون بناپارت قابل استنباط است: « ایران دیار شریفی است که خداوند عطایای خود را در حق آن دریغ نکرده است. ساکنان آن مردمانی هوشیار و بی باکند و شایسته آنند که حکومت خوب داشته باشند… این ملت را گذاشته اند که از مصائب نفاق خانگی آزار ببیند و از میان برود.» (محمود،۱۳۶۷ج۱، ص۶۴). به نظر می رسد که این ژنرال بزرگ فرانسوی از این نکته مهم غفلت کرده که این نفاق همواره از سیاست تفرقه غرب ناشی شده بطوری که خود او با امضای پیمان تیلسیت با روسیه در سال ۱۸۰۷ بزرگتری جنایت را در حق دولت و ملت ایران مرتکب شد.

        ما در این پژوهش تلاش کردیم تا روابط خارجی ایران و فرانسه را در دوره حکومت پهلوی بررسی کنیم روابطی که هدف پهلوی اول از گسترش آن زمینه سازی برای ورود نیروی سوم به ایران جهت تعدیل فشارهای انگلیس و روسیه بوده و هدف پهلوی دوم در دو دهه آخر حکومت خود، به تاثیر از سیاست تنش زدایی آمریکا و شوروی بازتعریف مجدد غرب در گفتمان سیاست خارجی ایرن بود. این پژوهش در دو بخش تنظیم شده که در بخش اول پیشینه تاریخی روابط ایران و فرانسه و در بخش دوم روابط ایران و فرانسه از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مورد بررسی قرار می گیرد.

    بخش اول: مروری بر پیشینه تاریخی روابط ایران و فرانسه

    ۱)بررسی روابط ایران و فرانسه از ابتدا تا پایان قاجاریه

       آغاز روابط ایران و فرانسه به سال ۱۲۹۱ میلادی مربوط می شود که سفیری از سوی ارغون خان به دربار پادشاه فرانسه اعزام شد. اما پیشینه ایجا روابط سیاسی بین دو کشور را باید در دوران صفویه جستجو کرد. در این دوران که پای سیاحان فرانسوی به ایران باز شد آنان در برگشت با انتشار سفرنامه های خود باعث توجه به اهمیت ایران در اروپا و فرانسه شدند. نخستین قراررداد بین دو کشور در ۲۸ اوت ۱۷۰۸ به عنوان عهدنامه تجاری میان دولت لوئی ۱۴ و شاه سلطان حسین صفوی امضاء شد اما اجرای آن با مشکلات متعددی مواجه شد چراکه طرفین اهداف متفاوتی را از آن مدنظر داشتند. هدف دولت ایران این بود که با باز کردن پای فرانسویان به خلیج فارس به کمک آن بتواند انگلیسیها، هلندیها و پرتغالیها را  از خلیج فارس بیرون کند. اما فرانسه به دنبال حمایت از کاتولیکها و بازرگانان خود بود و تمایلی به لشکرکشی به خلیج فارس نداشت. بعد از صفویه در دولتهای افشاریه و زندیه موارد مهمی در روابط دو کشور حاصل نشد. جالب این که « در قرن ۱۹ زبان فرانسه اولین زبان خارجی مورد استفاده در دربار قاجار و در تشکیلات و سازمانهای اداری ایران بود. در آغاز قرن بیستم یکی از عوامل گسترش زبان فرانسه در ایران اداره گمرکات بود که تحت نظر بلژیکیهای فرانسوی زبان اداره می شد.» ( غفاری،۱۳۶۸: ص۱۷۱).

         اما با ظهور ناپائون بناپارت در صحنه ی سیاسی اروپا، باب نوینی در روابط دو کشور گشوده شد. او که در صدد کاهش نفوذ روس و انگلیس در حوزه های استعماری خود بود، به فتحعلی شاه پیشنهاد اتحاد و دوستی می دهد و شاه ایران که به دنبال نیروی سوم در سیاست خارجی ایران بود به آن پاسخ مثبت داده و این منجر به امضای عهدنامه فینکن اشتاین در سال ۱۸۰۷ بین ایران و فرانسه شد اما با انعقاد پیمان صلح تیلسیت بین فرانسه و روسیه در همین سال، ناپلئون ایران را در برابر روسیه و انگلیس تنها گذاشت و این باعث شد تا روابط دو کشور نزدیک به ۳۰ سال راکد بماند. اما با روی کار آمدن ناصرالدین شاه و سفرهای او به فرانسه، را روابط دو کشور نزدیک شد که عمدتا در حوزه های علمی و فرهنگی برجسته تر بود.«مسافرتهای ناصرالدین شاه به فرانسه توجه ایرانیان را بیش از پیش به این کشور معطوف داشت و ترور ناصرالدین شاه، سفیر فرانسه در تهران دوبالوا (de balloy ) را سخت متاثر ساخت آن چنانکه با گریه می گفت: من و میهنم فرانسه، یک دوست خود را از دست دادیم.»(غفاری، ۱۳۶۸: ص۳). در دوره ناصری معلمان فرانسوی در مدرسه دارالفنون تدریس کرده و برخی شاگردان ایرانی در مدارس فرانسوی ایران به تحصیل می پرداختند. « در باره نقش زبان فرانسه در سیستم اداری ایران و گسترش آن در مدارس باید گفت یکی از مهمترین تصمیماتی که در سال ۱۳۲۶ق در دارالفنون با حضور مدیران و معلمان فارنسوی دارالفنون در مورد ارتقای کیفیت مدرسه گرفته شد، این بود که تمام دروس به زبان فرانسه تدریس شود.» (آذری، ۱۳۸۲: ص۸۸). از سوی دیگر در این دوره – ۱۸۵۰ به بعد- در راستای گسترش روابط فرهنگی بین دو کشور، مدارس فرانسوی متعددی در ایران ایجاد شد که از آن میان می توان به مدارس سن ژوزف، مدرسه پسرانه سن لویی و مدرسه دخترانه ژاندارک در تهران اشاره کرد که البته با شروع جنگ جهانی اول فعالیت این مدارس دچار رکود شد. هدف اصلی دولت فرانسه از ایجاد این مدارس کمک به گسترش فرهنگ و زبان فرانسه در ایران بود.  

    ۲)روابط ایران و فرانسه در دوران پهلوی اول (۱۳۰۰-۱۳۲۰)

        به نظر می رسد که در سیاست خارجی ایران دوره رضا شاه، فرانسه از جایگاه بالایی برخوردار بوده است.«رضا شاه پس از روی کار امدن،با هدف تاسیس ارتش مدرن، تعدادای تانک ، توپ و هواپیما از کشورهای اروپای غربی خرید و ۴۷ تن از افسران ارتش را برای ادامه تحصیلات به دانشکده های نظامی فرانسه فرستاد.» (هوشنگ مهدوی، ۱۳۷۴:ص۲۴). یکی از دلایل اصلی گسترش روابط سیاسی، نظامی و فرهنگی ایران با فرانسه  تلاش رضا شاه در محدود کردن حضور انگلستان در صحنه سیاسی ایران بود. بطوریکه وقتی رضا شاه که در سال ۱۳۰۶ کاپیتولاسیون را لغو کرد، دولت فرانسه اولین دولت اروپایی بود که آن را تایید کرد. «تعاملهای فرهنگی ایران و فرانسه در بین سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۵ از اوج و استحکام برخوردار است.» (آذری،۱۳۸۲:ص۱۰۲). به طوری که در دوران رضا شاه، اولین پیمان فرهنگی رسمی بین ایران و یک کشور خارجی با فرانسه در سال ۱۳۰۸ در باره برابری ارزش مدرک تحصیلی متوسطه به امضا می رسد. در دوران رضا شاه که بیش از ۹۰ در صد محصلین اعزام به خارج در دانشگاههای فرانسه به تحصیل می پرداختند، عدم هماهنگی بین استانداردهای آموزشی متوسطه در ایران و فرانسه از مشکلات پیش روی محصلین ایرانی بود. بر این اساس حسین علا وزیر مختار ایران در پاریس در سال ۱۳۰۸ معاهده ای با وزیر فرهنگ فرانسه در ۵ ماده امضا کرد. بر اساس این معاهده ایرانیانی که دارای گواهینامه کامل متوسطه بودند، می توانستند در مراکز آموزش عالی فرانسه ادامه تحصیل دهند. تا پیش از این معاهده، مراکز آموزش عالی فرانسوی دانشجویانی را که دارای مدرک دیپلم دوره متوسطه بودند، در مراکز خود نمی پذیرفتند. در خصوص آثار این معاهده گفتنی است که «براساس منابع فرانسوی در سال ۱۳۱۳ از ۶۰۰ نفر دانشجوی ایرانی در اروپا، ۴۵۰ نفر در مراکز آموزش عالی فرانسه به هزینه دولت ایران تحصیل می کردند.» (آذری، ۱۳۸۲: ص۷۲). اما مهمترین رویداد در روابط ایران و فرانسه در دوره سلطنت رضا شاه، تیرگی روابط دو کشور در سال ۱۳۱۵ و تجدید روایط در خرداد ۱۳۱۸ بود. « از وقتی که به خدمت کارمندان بلژیکی گمرکات خاتمه داده شد، مطبوعات فرانسه لحن انتقادی شدید و غیر دوستانه ای نسبت به رژیم ایران در پیش گرفته بودند.» (هوشنگ مهدوی،۱۳۵۰: ص۳۸۰). بی تردید یکی از مهمترین دلایل این تیرگی این بود که در ۱۵ دی ۱۳۱۵ برابر با ژانویه ۱۹۳۷ یکی از روزنامه های پاریس به نام اکسلسیور عکس و مقاله درباره ایران منتشر کرد که در آن به طور ضمنی به رضا شاه توهین شده بود. تیرگی روابط دو کشور ۵/۱ سال به طول انجامید تا اینکه سرانجام در اردیبهشت ۱۳۱۸، البرلوبرن، رئیس جمهور فرانسه هیئتی را به ریاست ژنرال ماکسیم ویگان، فرمانده کل نیروهای فرانسه در خاورمیانه به تهران فرستاد تا ضمن شرکت در جشن عروسی محمد رضا پهلوی و فوزیه، از رضا شاه عذر خواهی کند. رضا شاه عذرخواهی را می پذیرد و با اعزام انوشیروان سپهبدی به سمت وزیر مختار به پاریس روابط دو کشور عادی شد.

        به گمان برخی اندیشمندان این حادثه باعث شد که بیگانگان به خوبی دریابند که دیگر دوران ضعف و ناتوانی ایران سپری شده و نمی توانند آبرو و حیثیت ایرانیان را به بازی گرفته و مورد بی اعتنایی قرار دهند. این موضوع، حتی بر روند اعزام دانشجو به فرانسه نیز تاثیر گذاشته بود به طوری که در سال ۱۳۱۶ دولت ایران تصمیم گرفت که دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در فرانسه، تا پایان سال تحصیلی، به دیگر کشورها از جمله آلمان، انگلستان و بلژیک اعزام شوند.

    بخش دوم: بررسی روابط ایران و فرانسه از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷

    ۱-  روابط سیاسی

       پس از پایان نبرد فرانسه در جنگ جهانی دوم و انتقال دولت جدید به ویشی، سفارت ایران در سال ۱۳۲۹ به ویشی منتقل شد و پس از انعقاد قرارداد سه جانبه ایران، انگلیس و شوروی و پیوستن ایران به صف متفقین، دولت ایران در سال ۱۳۲۱ روابط سیاسی با ویشی را قطع کرد و در خرداد ۱۳۲۱ کمیته فرانسه آزاد را به ریاست ژنرال دوگل به رسمیت شناخت و در مرداد ۱۳۲۳ زین العابدین رهنما را به سمت وزیر مختار حکومت موقت جمهوری فرانسه به الجزایر فرستاد. در مهر همان سال پس از استقرار حکومت ژنرال دوگل در پاریس، سفارت ایران نیز به پاریس منتقل شد. از مهمترین تحولات در روابط سیاسی ایران و فرانسه، دیدار دوگل با محمد رضا شاه در تهران در آذر ۱۳۲۳ بود. این نخستین دیدار شاه با دوگل بود این دیدار، زمینه گسترش روابط سیاسی بین دو کشور را فراهم ساخت به طوری که در ۲۴ شهریور ۱۳۲۴، سفارت ایران در پاریس به درجه سفارت کبری ارتقا یافت و محمد رضا شاه در شهریور۱۳۴۰ به دعوت دوگل رسما از فرانسه بازدید کرد و این منجر به سفر چهار روزه دوگل به ایران در مهر ۱۳۴۲ شد. به نظر می رسد که یکی از اهداف دوگل از این سفر، تحکیم نفوذ فرانسه در خاورمیانه در برابر آمریکا باشد. در دوران ریاست جمهوری دوگل روابط سیاسی ایران و فرانسه بسیار حسنه بود.

        در سال ۱۳۴۸ و انتخاب ژرژ پمپیدو به عنوان رئیس جمهور جدید فرانسه، محمد رضا شاه به همراه یک هیئت بلند پایه سیاسی و اقتصادی و با هدف استقرار روابط دوستانه ایران و فرانسه دوران گل، به فرانسه سفر کرد.اما این سفر به علت مسائل لیبرالیستی از جمله موضع گیری ژرژپمپیدو نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران به نتیجه ای نرسید. رئیس جمهور جدید فرانسه حتی از شرکت در جشن ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در مهر ۱۳۵۰ خودداری کرد و به جای او ژاک شابان دلماس، نخست وزیرش در جشن های تخت جمشید شرکت کرد. «قبل از آغاز جشن های شاهنشاهی، ژرژپمپیدو رئیس جمهور فرانسه، ژاک سنار، رئیش تشریفات خود را به ایران فرستاده بود. وقتی سنار مشاهده کرد که جای رئیس جمهور فرانسه را در سر میز شام رسمی زیردست روسای جمهور آفریقایی قرار داده اند اعتراض کرد… بر این اساس پمپیدو، شابان دلماس، نخست وزیرش را به جای خود فرستاد. » (هوشنگ مهدوی،۱۳۸۷: ص۱۶۹). عدم حضور ژرژپمپیدو در این جشن و برخی اظهار نظرهای ناپخته او در این مورد، باعث شد که روابط سیاسی دو کشور مدت کوتاهی سرد شود. اولین و آخرین سفر او به ایران در شهریور ۱۳۵۲ صورت گرفت که در راه بازگشت از پکن مدت کوتاهی در ایران حضور یافت. « با مرگ پمپیدو و روی کار آمدن ژیسکار دستن و به دنبال اظهار نا رضایتی تهران از سردی روابط دو کشور، ژیسکار دستن با دعوت رسمی از محمد رضا شاه سبب شد که وی نخستین مقامی باشد که پس از روی کار آمدن ژیسکار دستن از فرانسه دیدار می کند.» (ازغندی، ۱۳۷۶: ص۴۳۵).

       یکی از اهداف اصلی رئیس جمهور جدید، که بعد از پمپیدو به یاست جمهوری رسیده بود، بهبود بخشیده به روابط فرانسه با ایران بود که در دوران پمپیدو دچار رکود شده بود به ویژه آنکه دولت پهلوی هم از سردی روابط ناراضی بود. در این سفر پیمانها و پروتکلهای متعددی بین دو کشور به امضا رسید و این روابط دوستانه تا سال ۱۳۵۷ ادامه یافت. در جریان انقلاب ایران، دولت فرانسه نقش زیرکانه ای را بازی کرد و در واقع با شرایط روز پیش رفت. با این حال فرانسویان از مدتها قبل نسبت به تحولات داخلی ایران وقوف کامل داشتند چراکه ماموران اطلاعاتی فرانسه نخستین کسانی بودند که از سال ۱۳۵۲ به شور و هیجانی که روحانیت شیعه را علیه رزیم شاه به حرکت در آورده بود پی بردند و اهمیت آن را درک کردند. ضمنا به نظر می رسد که فرانسویان بیش از دیگران از بیماری درمان ناپذیر شاه آگاه شده بودن چراکه پزشکان معالج شاه فرانسوی بودند. از مهر ماه ۱۳۵۷ که امام خمینی به فرانسه-نوفل لوشاتو- رفتند، دولت فرانسه در سیاست خارجی خود تچدید نظر کرد و به تدریج از دولت پهلوی فاصله گرفت.

    ۲-روابط اقتصادی

         روابط اقتصادی ایران و فرانسه عمدتا تحت الشعاع مناسبات اقتصادی،بازرگانی، مالی و فرهنگی بوده و در آن شاخصهای سیاسی کمتر به چشم می خورد. در بعد اقتصادی حضور فعال فرانسه از حوزه نفتی آغاز می شود. «در تشکیل کنسرسیوم نفتی سال ۱۳۳۴ شرکت نفت فرانسه توانست با ۶ درصد برای اولین بار سهم قابل ملاحظه ای در نفت ایران به دست آورد.» (ازغندی، ۱۳۷۶: ص۴۳۴). روابط اقتصادی ایران و فرانسه تا سال ۱۳۵۳ از وضع مناسبی برخوردار نبود که یکی از علل اصلی آن فضای ناشی از دوره بعد از جنگ دوم بود مثلا روسای جمهور قبلی فرانسه تا دوگل درگیر مسائل جنگ و رویدادهای مرتبط با آن بوده اند و در دوره پمپیدو که روابط دو کشور از سطح پایینی برخوردار بود و نمی توانست به گسترش روابط در ابعاد اقتصادی و فرهنگی منجر شود. به هر حال با روی کار آمدن والری ژیسکاردستن به عنوان بیستمین رئیس جمهور فرانسه و دعوت او از محمد رضا شاه به فرانسه با عادی شدن روابط زمینه برای بهبود روابط اقتصادی نیز فراهم شد. به طوری که در پایان سفر شاه فرانسه در تیر ماه ۱۳۵۳ اعلامیه مشترکی منتشر شد که حاکی از گسترش همکاری اقتصادی دو کشور بود.

        در طی سفر شاه قراردادها و پروتکلهای متعددی بین دو کشور به امضا رسید که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد « قراداد گسترش فعالیت فرانسویها در جهت سرمایه گذاری در ایران، موافقت اصولی با تاسیس یک واحد صنعتی تولید گاز مایع و تحویل گاز صادراتی ایران به اروپا… قرارداد همکاری در زمینه انرژی هسته ای.» (پیشین، ۱۳۷۶: ص۴۳۶). در راستای تداوم و گسترش روابط سیاسی-اقتصادی ایران و فرانسه در اذر ماه ۱۳۵۳ ژاک شیراک نخست وزیر فرانسه در راس هیئتی بلند پایه به منظور عقد قراردادهای جدید به ایران سفر می کند.« در این سفر قراردادی به میزان ۳۵ میلیارد فرانک به امضا رسید و یک یادداشت تفاهم بین هویدا نخست وزیر و شیراک به امضا رسید مبنی بر تامین دو نیروگاه برق اتمی به قدرت ۹۰۰ مگاوات، کاخانه تولید گاز مایع، ساختمان مترو تهران، ساخت دو هزار واحد مسکونی در ایران و…» (خالوزاده،۱۳۷۱: ص۶۰). این برنامه ها دو سال بعد در جریان سفر ژیسکاردستن به ایران مورد تایید قرار گرفت وقراردادهای مترو تهران، مرکز مطالعات اتمی اصفهان، دو خطه کردن راه آهن اهواز و بندر امام و موفقت نامه مربوط به اعطای اعتباری به مبلغ ۳/۵ میلیلرد فرانک برای تامین ۶۰ درصد هزینه خرید، نصبو ساختمان یک نیروگاه اتمی در دارخوین استان خوزستان نیز به امضای طرفین رسید.

    ۳-روابط فرهنگی

       روابط فرهنگی ایران و فرانسه در سالهای سلطنت پهلوی دوم، در دوران ژنرال دوگل و پس از مسافرت وی به ایران و همچنینی امضای موافقت نامه علمی و فنی بین دو کشور در تهران و در سال ۱۳۴۶ گسترش بیشتری یافت چراکه از این دوره به بعد در کنار افزایش دانشجویان ایرانی در فرانسه به تعداد مدارس فرانسوی زبان نیز در ایران افزوده می شد. در بحث از روابط فرهنگی ایران و فرانسه از دوره بعد جنگ دوم جهانی تا انقلاب اسلامی دو موافقت نامه مهم در چارچوب همکاریهای فنی و فرهنگی به امضا رسیده است. « ۱- موافقت نامه علمی و فنی مورخ دی ۱۳۴۶ برای تشریک مساعی در ایران و تشکیل دوره های کارآموزی و مبادله نشریات. ۲- موافقت نامه فرهنگی آبان ۱۳۵۲ برای اعزام ۲۰۰ نفر استاد و کار شناس به ایران. »(امیر علایی، ۱۳۶۲: ص۱۵۷). موافقت نامه اول در ششم دی ۱۳۴۶ در تهران امضا شد که مدت آن نامحدود بوده و هر یک از طرفین می توانستند با اخطار قبلی ۶ ماهه آن را فسخ کنند. مهمترین اهداف این موافقت نامه عبارت بودند از: « ۱- همکاری و تبدل کارشناس به منظور شرکت در مطالعات علمی و تشریک مساعی به منظور تربیت کادر علمی و فنی و اداری و کمکهای فنی به یکدیگر در این رابطه. ۲-تشکیل دوره های کارآموزی، تربیت کار آموزان حرفه ای و آموزش عملی آنها و اعطای بورسهای تحصیلی. ۳- مبادله کتاب و نشریات علمی وتشکیل کنفرانس های علمی و فنی.» ( دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۸: ص ۲۲۵). اما در مورد موافقت نامه دوم که در شانزده آبان ۱۳۵۲ به امضا رسید، گفتنی است که مدت اعتبار آن پنج سال َتعیین شده بود و از سال ۱۳۵۳ لازم الاجرا گردید.  توسعه همکاریهای دو کشور در زمینه های فرهنگی- دانشگاهی، رادیو تلویزیون و سینما و مطبوعات، امور  ورزشی و تربیتی، تبادل استاد و ایجاد همکاری نزدیک بین موسسات آموزشی و دانشگاهی در کشور از جمله اصول پایه ای این موافقت نامه بودند. « ایجاد مدرسه فرانسوی- ایرانی مدیریت، افتتاح دانشگاه بوعلی سینا، توافق انیستیتو پاستور ایران و انیستیتو پاستور پاریس.» ( معیری، ۱۳۶۵: ص۶۵). نیز از جمله دستاوردهای سفر ژیسکاردستن در سال ۱۳۵۵ به ایران در حوزه فرهنگی می باشد.

    نتیجه گیری

        در بررسی روابط خارجی ایران با فرانسه در دوره پهلوی می توان به دو مورد مهم اشاره کرد:یکی جایگاه برتر فرانسه در نزد افکار عمومی ایران در مقایسه با سایر دول اروپایی و دیگری غالب بودن سطح روابط فرهنگی دو کشور نسبت به روابط سیاسی و اقتصادی . بی گمان در بررسی هستی شناختی موارد ذکر شده در خصوص دولت فرانسه می توان به مواردی چون حسن سابقه حضور در ایران و درگیر بودن در مسایل داخلی وساختار دولت در قالبهای ارزشی-فرهنگی و ساختار حاکم بر محیط بین الملل اشاره کرد. در یک کلام چارچوب و شالوده روبط دو کشور ایران وفرانسه را می توان مبتنی بر مراودات فرهنگی ارزیابی کرد.

    با تشکر از ابراز احساس شما!
    بعد از خواندن مطلب چه حسی دارید؟
    • برانگیخته
    • مجذوب کننده
    • خوشحال کننده
    • حوصله سر بر
    • ناراحت کننده
    • عصبانی شدم
    برچسب ها : , , , , , , , ,

    ديدگاهي بدهيد !


    Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.